الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
383
علل الشرايع ( فارسي )
كه ميثاق و عهدى را كه خداوند از بندگان اخذ كرده است به آن حضرت اداء كند . امّا اين كه آن را بوسيده و استلامش مىكنند علَّتش آن است كه با اين وسيله مردم تجديد عهد و ميثاق نموده و بيعت خود را يك بار ديگر تجديد مىنمايند و عهدى را كه از آنها در عالم ميثاق گرفته شده به آن اداء مىكنند ، لذا در هر سال نزد حجر آمده و آن پيمان و ميثاق را با آن تجديد مىكنند مگر توجه نمىكنى كه وقتى به حجر رسيدى مىگوئى : امانتم را اداء كرده و ميثاقم را تجديد نموده تا برايم شهادت دهى كه به عهدم وفاء نمودم . به خدا سوگند غير از شيعيان ما احدى آن عهد را وفاء نمىكند و اساسا غير از ايشان هيچ كس آن عهد و ميثاق را نگه نداشته است . و شيعيان هر گاه نزدش مىآيند ايشان را شناخته و تصديقشان مىكند و ديگران كه به حضورش مىرسند انكارشان كرده و در آنچه مىگويند تكذيبشان مىنمايد و جهتش آن است كه غير از شما شيعيان كسى آن امانت و عهد را حفظ و نگهدارى نكرده در نتيجه به نفع شما و بر عليه و ضرر ديگران شهادت مىدهد يعنى شهادت مىدهد كه شما به عهد وفا كرديد و غير شما آن را نقض و انكار كرده و به آن كفر ورزيدهاند و شهادت حجر در روز قيامت حجّت بالغه خداوند متعال بر عليه آنان است در روز قيامت حجر مىآيد در حالى كه زبانى گويا و دو چشم دارد و اين هيأت حجر همان صورت اوّلى او است كه تمام خلائق او را با آن صورت شناخته و انكارش نمىكنند ، بارى هر كسى با آن در دنيا به عهدش وفاء نمود و پيمان و ميثاق را با استلامش تجديد كرد و بدين وسيله نشان داد آن را حفظ كرده و نگاه داشته و امانت را به آن تحويل داده البته حجر بر نفعش شهادت مىدهد و هر كسى آن را انكار نموده و ميثاق را فراموش نموده قطعا در حقّش شهادت به كفر و انكار مىدهد . و امّا علَّت اخراجش از بهشت : آيا مىدانى اصل حجر الاسود چيست ؟ بكير مىگويد : عرضه داشتم : خير . حضرت فرمودند : حجر فرشته اى عظيم الشأن و از بزرگان ملائكه بوده و وقتى حق عزّ و جلّ از فرشتگان اخذ ميثاق كرد او اوّلين نفرى از فرشتگان بود كه اقرار نمود و ايمان آورد لا جرم بارى تعالى بر جميع مخلوقات امينش قرار داد و ميثاق خلائق را در او به رسم امانت قرار داد و از تمام مخلوقات اقرار گرفت كه نزد او در هر سال اقرار به ميثاق و عهدى كه خداوند از آنها گرفته است را تجديد نمايند .